اکنون زمان تبدیل قدرت به اقتدار است

نگارنده در طول انقلاب و در مسیر تحولات منطقه ای و جهانی، همواره و بی هیچ محافظه کاری، بارها بر این مساله تأکید کرده ام که کشور و نظامی که توانسته است نمایندگی آمریکا و غرب و سپر بلای آن ها در برابر شرق سوسیالیستی و کمونیستی را مضمحل و سیستمی ایرانی – اسلامی را با رویکردهای تحول گرا جای گزین آن کند، به طور قطع و یقین از سوی غرب به این سادگی رها نخواهد شد. هرچند حالا زمان واکاوی این مساله نیست، اما اجمالاً گریزی بر آن می زنم تا شاید تلنگری باشد بر استراتژیست ها، دیپلمات ها و به طور کلی بر هیأت حاکمه جمهوری اسلامی ایران.
نخست آن که سیاست خارجی خواه ناخواه مبتنی بر سیاست داخلی است و سیاست پیشگی نمی تواند کار هرکسی باشد، بدین منوال، هر کس، در هر مقام نباید به خودش اجازه دهد در محافل و مجالس خصوصی و عمومی از سیاست های امنیتی، صنایع دفاعی، رویکردها و روش ها، التیماتوم ها، جنگ و صلح، سلاح و امثالهم بی محابا و بی پرده سخن بگوید یا تحلیل بکند. مثلاً ما بسیاری از اطلاعات طبقه بندی شده خود را گاهی از دهان امامان جمعه و جماعات، یا تحلیل گران غیر حرفه ای وابسته به احزاب، جریانات و گرایش های سیاسی شنیده ایم و می شنویم. دیگر آن که تعیین تکلیف کردن، خودی و غیر خودی برشمردن، تفکیک سیاسی کردن، تهمت و افتراء، تند روی و کند روی، اعلام مواضعی که نشان گر وجود فاصله عمیق بین دولت و مردم و مردم و حاکمیت است، بی هیچ تردید عوامل غیر مستقیم نفوذ به لایه های فکری و اجتماعی به شمار رفته، دستاویزی برای وارونه نشان دادن حقایق درونی ما نیز خواهند بود.
مساله ی بسیار مهم دیگر، جزیره ای عمل کردن و انتزاعی تصمیم گرفتن در امور حساس، مهم و کلیدی است، مثل ابرام و اصرار بر پذیرش یا عدم پذیرش مهاجرانی است که اکثریت قریب به اتفاق تحلیل گران و کارشناسان دلسوز و انقلابی، بر مهاجم بودن آنان توافق صریح و روشن داشتند، اما معدودی از حضرات دست اندر کار یا شخصیت های مذهبی که آگاهی چندانی بر روند امور سیاسی منطقه و جهان نداشتند و یا از روی نادانی این مساله را مساله ی نخست جهان اسلام تلقی می کردند، ضربه بزرگی را از همین ناحیه متوجه مردم و نظام ساختند.
این گونه تحریکات و تحرکات و رفتارهای ناشیانه، نشان از وجود حفره های امنیتی، درز اطلاعات شناختی، بی اعتنایی به روند دیپلماسی خارجی که می بایستی فقط از سوی وزارت امور خارجه پی گیری شود و عدم شناخت بر تحلیل مسایل روز و بی توجهی به آینده است.
جنگ اخیر که با تجاوز و تهاجم رژیم اشغال گر قدس، آغاز شد و با مداخله مستقیم آمریکا به اوج خود رسید، در واقع برای محک زدن کلیت نظام، تشخیص میزان فاصله بین مردم و حاکمیت، ارزیابی توان جاسوسان و خائنان داخلی، سنجش نوع واکنش جمهوری اسلامی ایران، دسترسی به توان اپوزیسیون خارجی و به طورکلی مؤلفه های قدرت در ایران بود، که اگر در این محک زدن، شیرازه ی امور از هم بپاشد، به اصطلاح کار را یکسره کنند، وگرنه به اطلاعاتی مؤثر برای گام های بعدی، آماده شوند. سرشت رژیم منحوس و سفاک صهیونیستی و اندیشه تلمودی عهد عتیق، بر تنش زایی دائمی، برتری جویی نژادی و باورهای قرون وسطایی، ضدیت ایدئولوژیک با اسلام، به ویژه شیعه علوی به واسطه پویایی سیاسی و ظلم ناپذیری است. در واقع باورهای تحریف شده توسط رباخواران و زالو صفتانی که زندگی شان آمیخته با جذب و انباشت سرمایه و تسلط بی چون و چرا بر خاورمیانه، حفظ کانال های انتقال انرژی از ذخائر عظیم نفت و گاز این منطقه ژئو استراتژیک و ژئو پلیتیک است.
در این منطقه، ایران علاوه بر امتیازات بالا، دارای امتیازات فوق العاده دیگری است که آن را به هارت لند خاورمیانه و بلکه جهان، تبدیل کرده است. ویژگی های تمدنی و فرهنگی، هوش و ذکاوت ایرانیان و دست یازی به فناوری های نوین و طی کردن مراحل علمی از سویی و تضاد و تعارض تاریخی یهود با اسلام، علاوه بر نقش نیروی نیابتی لیبرال دموکراسی و سرمایه داری غرب، معارضه دائمی ایدئولوژیک و نقشه توسعه طلبانه از نیل تا فرات، سبب شده است تا ایران را مانع بزرگی بر سر راه نقشه تاریخی غرب قرار دهد. هرچند ایدئولوژی صهیونیزم و تفکر گلوبالیزم این فرقه خبیث، جز یهودیت رادیکال، هیچ مذهب و راه و روش و آئینی را برنمی تابد و حتی با مسیحیت نیز در نبرد مخفی است، در آینده چالش های جدی برای دنیای مسیحیت و واتیکان فراهم خواهد ساخت، مع الوصف ماموریت تاریخی یهود فراتر از این مسایل است و نقشه تسلط و حکمرانی بر کل بشریت و استعمار و استحمار نوع بشر را در سر دارد.
این تحلیل، با چنین تشریحی از وضعیت فکری و فرقه ای یهود، می خواهد بگوید، ایران امروز بر لبه ی تیز تیغ کین و عداوت صهیونیزم جهانی واقع شده که ریشه آن در انگلستان و فرقه ماسونی و بهائیت و وهابیت است. این یک حقیقت محض و تلخ است که انگلستان طی قرون متمادی، باطراحی های ممتد و مطالعات ساختاری، از اسلام، چهره ای مخدوش، منفی و متفاوت ارائه داده، در عین حال فرقه های ضاله را در اتاق های فکر خود، تدوین و ترسیم نموده و طرفدارانی را برای تشتت و تفرق و ایجاد آشوب فکری، دینی و مذهبی، سامان دهی کرده است. سمپات های نفاق و چند دستگی همواره از سوی اینتلیجنت سرویس، ام آی سیکس و سایر مراکز و نهادهای امنیتی همراه با شرکت های چند ملیتی، ساپورت شده و بر طبل تفرقه و نفاق، کوبیده است.
ایران در هر شرایطی باید بداند با چه کسانی طرف است. شناخت عمیق از ماهیت دشمن، بسیار مهم است. شناخت، سبب می شود تا پاتک ها منطبق بر تک ها و تکنیک ها و تاکتیک ها بر اساس پروژه ها و روش ها و فرایندهای دشمن، طراحی و اجرایی شوند. جنگ دوازده روزه باید به ما درس های زیادی آموخته باشد. این جنگ، یک تهاجم ترکیبی، نامتقارن، چند لایه و با بهره گیری از اطلاعات دقیق خیل جاسوسان رهاشده در کوچه و بازار و مدرسه و دانشگاه، ابزار و تکنیک های پیچیده و مدرن و دقیقا مشابه یک کودتای بسیار خشن و برنامه ریزی شده، آغاز شد و توفانی بود که می بایستی محکم در برابر آن ایستاد.
از دست دادن فرماندهان و استراتژیست های نظامی و دانشمندان هسته ای، ضایعه بزرگ و اسف باری بود که برای ملت ایران واقعا سخت بود، اما شکننده و خانمان بر انداز نبود، اما نکته مهم این جاست که رژیم جعلی و بی هویت صهیونی، پیش از این نیز، بارها از حفره های امنیتی ما عبور کرده و صدماتی به ارکان نظامی و علمی مان وارد کرده بود. این ایذائات و تحرکات به خوبی دامنه دار بودن و بر اساس برنامه عمل کردن اسرائیل جنایت پیشه در بحث ترور و تجاوز به آب و خاک و امنیت ما را به اثبات می رساند و هیچ گاه دست بردار نیست. بنابراین ایران باید مطابق با سه برنامه مدون و منظم کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت، ضمن جدی تلقی کردن تهدیدات دشمن، در برابر برنامه ریزی های دقیق و حساب شده آمریکا و غرب بایستد و به خوبی مقابله کند. در برنامه کوتاه مدت، مسئولان ارشد نظام باید به هر طریق ممکن به مدرن ترین و مخرب ترین سلاح های تدافعی و تهاجمی روز دنیا دست یابد و پیوسته درصدد بهینه سازی و به روز کردن تجهیزات خود باشد، مثل این که جمهوری اسلامی ایران به خوبی در این جنگ فهمید که آسمانش امن نیست، چون که تقریبا فاقد نیروی هوایی قابل اتکاست و لذا به فوریت به فکر چاره افتاده است.
جمهوری اسلامی به دلیل هوشمندی جوانان نخبه اش، می داند که ارتش های مدرن جهان پیوسته باید در ارتقاء ابزاری، لجستیکی، آموزشی و پژوهشی کادر خود، بکوشد و به تکنیک ها و خلاقیت های جدیدتر دست یابد. امروزه جنگ نرم و ترکیب عملیات سایبری و نرم افزاری و تقویت جنبه های تبلیغاتی و رسانه ای، آشنایی با بدافزارها و روش های اطلاعات و ضد اطلاعات، از شام شب هم برای ما واجب تر است. اصولاً جنگ های امروز، کاملا هوشمند، ترکیبی و اطلاعاتی است و اگر ما دست مان از این نظر خالی باشد، نخواهیم توانست به مراحل بالاتر تقابل در برابر تهاجم، برسیم.
در استراتژی میان مدت، شناسایی همه نقاط ضعف امنیتی، پر کردن حفره های امنیتی، ایجاد امنیت پایدار برای مراکز هسته ای، نظامی و استراتژیست ها و فرماندهان نظامی و دانشمندان و نخبگان هسته ای، اجرای دقیق و کامل راهبردهای پدافند غیر عامل، ایجاد پیوند عمیق و گسترده بین هوا فضا و وزارت دفاع با دانشگاه ها و دانشکده های فنی، صنعتی و رشته های مرتبط با توسعه کمی و کیفی صنایع نظامی، ایمن سازی ادوات، تجهیزات و ماشین آلات نیمه سنگین و سنگین لجستیکی و تهاجمی، ایجاد پیوند تولیدات صنعتی با تولیدات نظامی، گسترش ارتباطات علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با همسایگان و باقدرت های شرقی روسیه و چین و عضویت در نهادها و سازمان های منطقه ای به منظور توسعه فعالیت های تجاری، بانکی و مالی، علمی و دانشگاهی، سیاسی و نظامی.
در راهبرد بلند مدت، نقشه راه جامع پیشرفت های علمی و فنی در رشته های هوا فضا، هوش مصنوعی، تولیدات و محصولات مرتبط با انرژی هسته ای، پیشرفت در صنایع پهپادی و موشکی به ویژه موشک های بالستیک قاره پیما، پیشرفت راهبردی در هواپیماسازی خصوصا هواپیماهایی مانند آواکس ها، جنگنده ها و شکاری بمب افکن ها در تایپ های مختلف و در حد تولیدات تماما بومی و برند سازی در این زمینه، پیشرفت باقابلیت های کاربردی در انرژی هسته ای در همه زمینه ها، پیشرفت در صنایع خودرو سازی، بالا بردن راندمان و رسیدن به تراز تجاری درسطح کشورهای قدرت مند اقتصادی جهان، رسیدن به شهرسازی مدرن و مطابق با استانداردهای جهانی، رسیدن به صنایع هایتک در سطح تکنولوژی های روز.
سخن پایانی و بسیار مهم، این که همه ی این برنامه ها و تمایلات و خواسته ها، دست یافتنی است، به شرطی که دولت و حکومت بخواهد و بتواند در یک برنامه ریزی منسجم، عدالت محوری، رفع تبعیضات ناروا، مقابله عملی و جدی با فساد گسترده سیاسی و اداری، مبارزه با رانت خواری و لغو امتیازات نامشروع آقازادگی، محو فرهنگ لاکچری بازی و تجمل گرایی، اعمال قانون به طور مساوی بین همه اقشار را سرلوحه امور، وظایف و برنامه های خود قرار دهد.
نویسنده: حشمت اله سلطانی _ روزنامه نگار، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی، محقق، پژوهشگر و مترجم



















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰