شهادت، رزق خانوادههای مکتبی
شهید احسان صادقی، جوانی از تبار ایمان و غیرت، در حملهی ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به کشور عزیزمان به فیض عظیم شهادت نائل آمد. اما پشت این نامِ مقدس، خانوادهای ایستادهاند که ریشه در ایمان، جهاد، آزادگی و جانبازی دارند.
سال ۱۳۸۷ که افتخار وصلت با خانوادهی حاج کیومرث باقری را یافتم، نخستینبار در منزل پدر همسرم با ابوی این شهید بزرگوار، آقای آقاجان صادقی و نیز عموی ایشان، سرهنگ دکتر برزو صادقی دیدار داشتم. در واقع، سرهنگ برزو صادقی، هم عموی شهید و هم پدر همسر شهید محسوب می شود. آن روز، دو خصلت بارز در وجود این بزرگمردان به چشم آمد: ایمان عمیق و میهندوستی خالصانه.
آقاجان صادقی، پدر شهید، از چهرههای شناختهشدهی دینداری و متانت در جمع خانواده و آشنایان است؛ فردی اهل مطالعه، متقی، آشنا به معارف قرآن و آموزههای مذهبی و پایبند به اصول دینی. فرزندان خود را با عمل، نه فقط با زبان، به اخلاق و ایمان دعوت میکرد. طبیعیست که ثمرهی چنین پدری، شهیدی باشد از جنس خلوص و ایمان.
سرهنگ برزو صادقی، نیز خود سالها رنج اسارت در دفاع مقدس را بر دوش کشیده بود. دیگر عموی ایشان که پاییز سال قبل از دنیا رفت، جانباز جنگ بود. عموی دیگر شهید صادقی، آقا جواد، مردی است هیئتی، با مرام و دلسپردهی امام حسین(ع).
بیتردید، شهید احسان صادقی در چنین خانوادهای رشد کرد؛ خانوادهای که خداوند، رزق ابدیشان را در شهید دادن نوشت.
روزی که پیکر این شهید عزیز در کرمانشاه تشییع شد، من در جمع مردم بودم. وقتی پیکر مطهر شهید به قطعهی گلگون شهدای باغ فردوس رسید، همسر شهید در حالیکه فرزند هفتسالهاش را در آغوش داشت، نگاهی به مزار شهدا کرد و با بغضی پرشکوه گفت: «احسان! چطور به آرزوت رسیدی؟ همیشه میگفتی خوش به حال شهدایی که اینجا آرمیدهاند…»
و این است معنای حقیقی آرزو… و شهادت.
شهید صادقی تنها یک نام نیست، بلکه میوهی درختی است با ریشههای عمیق در ایمان خانوادگی.
در روایات آمده است: رزق الهی، تنها نان شب نیست؛ گاهی رزق، شهادت است؛ گاهی عاقبتبهخیری، گاهی فرزندی سربلند.
خداوند به برخی خانوادهها، رزقِ شهید میدهد؛ و این، مقام اندکی نیست.
در روزگاری که دنیا بر محور راحتطلبی میچرخد، هنوز جوانانی هستند که از جنس اخلاص و غیرت برخاستهاند. مرگ، اگر در بستر و بیمحتوا باشد، مرگ است؛ اما اگر در راه حق و عزت باشد، جاودانگی است.
شهید صادقی، مرگ را به جان خرید تا عزت، امنیت و پرچم این سرزمین زنده بماند. او در دامان خانوادهای تربیت یافت که مکتبشان، مکتب امام حسین(ع) بود. مکتبی که فرزند را به ایستادن میآموزد، نه ترسیدن.
امروز، فرزند هفتسالهی شهید، بزرگ خواهد شد با داستان پدری که به آرزویش رسید و چه الگویی شریفتر از این، برای نسلی که در جستجوی معناست.
جامعه ما، اگر قدردان چنین ایثار و ایمانی نباشد، زیان خواهد دید. فراموشی شهید، فراموشی راه است و کمترین وظیفهی ما، پاسداری از نام و آرمان کسانیست که جان دادند تا ما بمانیم.
یادش گرامی، راهش پررهرو و فرزندش، سربلند در سایهی این نام بلند.
نویسنده: داود امامی – روزنامه نگار



















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰