مذاکره با شیطان

وقتی که شرایط تحریم و تهدید و ترور و ارعاب و تهاجم و تجاوز نظامی بر روابط کشورها حاکم است، مذاکره بی معناست. در مذاکره شرایط باید برای طرفین، مساوی باشد؛ نگارنده را غالب روزنامه نگاران و نویسندگان و تحلیل گران می شناسند و می دانند که من هیچ گاه راه افراط و تفریط را نپیموده و همواره سعی کرده ام با منطق و به دور از هرگونه گرایش فکری و سیاسی، آن چه را که عینی و ملموس و قابل بحث و فحص و تأمل باشد را مورد توجه قرار دهم. اکنون؛ زمان تردید و محافظه کاری، یا آزمون و خطا نیست. زمانی دلسوزان و متعهدان به انسانیت و تحلیل گران بی غرض فریاد می زدند که آمریکا و اصولاً دنیای غرب سر سازش با انقلاب و نظامی ندارند که می خواهد مستقل باشد، به دانش های نو دست پیدا کند، راه ترقی و تعالی علمی را طی کند، مدرن شود و در همه علوم و فنون، سرآمد باشد و الگویی نه تنها برای جهان اسلام، بلکه برای بشریت باشد، اما گوش هیچ کس بدهکار نبود. اصول گرایی و اصلاح طلبی و اعتدال گرایی و سایر گرایش ها؛ همه برای غرب، بازی و سرگرمی هستند و اصلاً قائل به استقلال و کرامت انسانی برای دیگران نیستند، آن ها، این گرایش ها، این فعالیت ها، این ادای سیاسی بازی کردن ها را در آوردن، باور به دموکراسی یا ساز و کارهای مبتنی بر آزادی و آزاد منشی و به تعبیر آن ها دموکراتیک را ـ اگر منافع غرب را تأمین نکند، قبول ندارند. اسرائیل و آمریکا یکی هستند و هیچ تفاوتی باهم ندارند. اسرائیل را انگلستان و فرانسه و روسیه تزاری، بنیان گذاشتند برای حفاظت از منافع غرب در خاورمیانه ای که بزرگ ترین ذخائر نفت و گاز جهان را در خود جای داده است. قدرت های استعماری اواخر قرن هیجده و قدرت استعماری قرن بیست و یکم، یک هدف را دنبال می کنند و آن، غارت منابع آفریقا و آسیا برای توسعه تکنولوژیک غرب است.
چند سال به دنبال توهم برجام دویدیم، چند سال برای مذاکرات جدید، برنامه ریزی کردیم، برخورد غرب با ما چطور بود؟ مگر آن ها هربار زیر میز مذاکره نزدند، مگر برجام را پاره نکردند، مگر در مذاکرات اخیر، میز مذاکره و دیپلماسی را بمباران نکردند، مگر دانشمندان هسته ای و فرماندهان رده بالای نظامی ما را ترور نکردند، مگر در گذشته نه چندان دور، حاج قاسم سلیمانی؛ قهرمان مبارزه با داعش ما را ترور نکردند؟ مگر اسرائیل در گذشته نیز دانشمندان هسته ای ما را ترور نکرد؟! در جهانی که آمریکا برای موافقت با آتش بس در غزه و ممانعت از تداوم نسل کشی و جنایت علیه بشریت، چند بار قطعنامه شورای امنیت را وتو کرده، در جایی که نمایندگان سنا و کنگره آمریکا برای نتانیاهوی جنایت کار به خاطر جنایاتش در غزه او را تشویق ممتد می کنند، چه جای مذاکره و مصالحه؟!
اگر مذاکره برای کشیدن افسار ترامپ یا نتانیاهو باشد تا دست از شرارت های خود بردارند که ما نتایج مذاکرات ممتد و دامنه دار خود با آمریکا و غرب را بارها دیده ایم. آیا پس از حمله به مراکز هسته ای، دانشگاه ها، مردم عادی کوچه و بازار و به شهادت رساندن بیش از هزار انسان بی گناه، دیگر جایی برای اعتماد به غرب و آمریکا باقی می ماند، غربی که سگ هارش؛ نتانیاهو و سران رژیم جعلی اش هنوز ما را به تداوم حملات و تجاوزات، تهدید می کنند؟!
ما که هم ملت مذاکره و مصالحه هستیم، هم ملت مقاومت و شهادت، از هر دری هم که برای مذاکره وارد می شویم، آن را بر روی مان می بندند! ترامپی که ملت ایران، حکومت و دولت ایران و همه ما را مکررا به کشتار تهدید می کند، قابل مذاکره است؟! پالس ضعف فرستادن و تأکید بر مذاکره در چنین شرایطی، عین حماقت است. آمریکا دیگر می خواهد چه کار کند که ما بفهمیم او و همپالگی های جنایت کارش، نمی خواهند سر به تن من و توی ایرانی باشد، چه اصلاح طلب باشیم، چه اصول گرا، چه مسلمان سنی یا شیعی باشیم، چه یهودی باشیم، چه مسیحی کاتولیک، پروتستان یا ارتدوکس باشیم، یا اصلاً دین خاصی نداشته باشیم. آمریکا خودش را هژمون برتر و منحصر به فرد جهان می داند و شخصیت بیمار ترامپ هم بر این خودشیفتگی و انحصار جویی، افزوده است. حالا ما از فردا مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل هم نگوییم، اورانیوم های غنی سازی شده ی خودمان را هم به روسیه بدهیم، در داخل غنی سازی نکنیم، فکر می کنید مشکل حل می شود، اول نوبت به محدود سازی و بعد دست بر داشتن از موشک سازی می رسد، این را هم اگر تحویل بدهیم، نوبت به حقوق بشر و حقوق زنان می رسد، همین راهم اگر بگوییم سمعاً و طاعتا، باید پرچم رنگین کمان همجنس بازان راهم در خیابان ها نصب کنیم و …
هدف آمریکا و غرب؛ بدون ذره ای بدبینی یا تند روی، نابودی ایران و هویت ایرانی – اسلامی ماست. الحق که نمی شود و نباید با شیطان بزرگ مذاکره کرد. تقویت بنیه دفاعی، حفظ انسجام و اتحاد ملی، رسیدگی به وضعیت محرومان و مستضعفان، رفع تبعیض بین مردم، مقابله واقعی با دزدان بیت المال بدون توجه به نام و نشان و جایگاه آن ها، مبارزه با ظلم و بی عدالتی در داخل کشور، تقویت ارتباط باهمسایگان با رویکرد ملاحظات امنیتی، ارتقاء سطح تجهیزات و سلاح های مدرن، اتکاء به مردم و توجه به معیشت آنان، تداوم مطالعات و پژوهش های مدرن در حوزه های موشکی، هسته ای و هوا فضا، تلاش مضاعف در جهت استقلال در تولیدات نظامی تدافعی و تهاجمی و… می تواند بهترین و عاقلانه ترین راه مبارزه با استکبار جهانی باشد.
نویسنده: حشمت اله سلطانی _ روزنامه نگار، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی، محقق، پژوهشگر و مترجم



















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰