الزامات حفظ قدرت ایران در دوران پسا جنگ

پایگاه خبری، تحلیلی طنین وقایع _ عنوان کسی که مانند اکثر ایرانیان؛ دغدغه میهن و اصول و مبانی دینی، اسلامی و ملی و حفظ و اشاعه دستاوردها و مفاهیم و ارزش های انقلاب را دارد، در حد و اندازه ای که شناخت دارم و بنابر بضاعت اندیشه و توانم، خود را مؤظف به بیان و انعکاس مواردی می بینم که احساس می کنم به هر دلیل، مغفول مانده است، مانند نیروی هوایی.

نبایستی این واقعیات تلخ را نادیده انگاشت که مدیران و مسئولان ما طی بیش از چهار دهه التهاب و اضطرار و تقابل و مواجهه شبانه روزی با شیوه ها و ترفندها و تزویرهای استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهان خوار، در برخی موارد، واقعا عملکرد خوبی از خود نشان نداده و فرصت ها و هزینه های زیادی را صرف جناح گرایی و نزاع های سیاسی و گرایش عجیب به سمت غرب کرده اند که جز هدف خذلان و انهدام و نابودی ما را به عنوان مردم و میهن انقلابی، دنبال نکرده اند.
واقعیت آن است که آمریکا؛ میراث دار و خلف واقعی انگلیس خبیث است که طی بیش از دویست سال؛ از منتهی الیه شرق عالم تا شاخ آفریقا و ساحل عاج را زمانی با نیروی دریایی قدرت مند خود؛ عرصه و جولان گاه استعمار و استحمار و استثمارگری خود قرار داده، منابع سرشار ممالک مذکور را اعم از طلا و الماس و اورانیوم و تیتانیوم و تنگستن و رادیوم، تا ابریشم و نفت و گاز و نیروی رایگان کار، سده های متمادی، دزدیدند و به چپاول بردند.
اندیشمندی اذعان می کرد که ملت ما در این دوران؛ با اندیشه و فرهنگ و رفتارهای نابهنجار خود؛ زمینه و بستر و شرایط مناسب را برای دیکتاتورهایی مثل رضا پالانی و پسرش محمد رضا و پیش از آن؛ بسیاری از پادشاهان بی کفایت و نالایق قاجار، فراهم ساختند تا بتوانند فرهیختگانی مثل قائم مقام و امثالهم را به مسلخ جهالت عده ای مزدور و خودفروخته ببرند. آماده کردن زمینه برای جولان لیبرالیسم در ایران؛ دقیقا همان شرایط را می طلبد که سلطنت طلبان، منافقان، متحجران و اندیشه های ارتجاعی، ضربات جبران ناپذیری به اسلام و انقلاب اسلامی ما زده اند که از دل این تند روی ها و کند روی ها و انحرافات؛ تلفیق خطرناکی از دو اندیشی، تفرقه اندازی، قدرت طلبی و زیاده خواهی بیرون آمده و مدیران ضعیف و رابطه ای، رانت خواری و نفوذ در شبکه های اقتصاد دولتی، خصوصی بازی به جای خصوصی سازی، فساد پنهان و آشکار و کلان بانکی و مالی، ضعف شدید در مدیریت وزارت خانه هایی همچون صنعت، معدن، تجارت، اقتصادی و دارایی، جهاد کشاورزی و …، گسترش بی عدالتی و تبعیض در روندهای به کارگیری و استخدام افراد در دوایر دولتی بیرون آمد.
حال؛ ملت فهیم و هوشمند و موقعیت شناس ایران؛ صرف نظر از همه این تحلیل ها و قدرت طلبی ها، آگاهانه در مقابل استکبار ایستادند و بدون پناه گاه های ضد زلزله و ضد اتمی و ضد بمب های سنگر شکن، بمباران ها و موشک باران ها را به جان خریدند و جهان زورمدار و متزلزل غرب را به سخره گرفتند. مدیرانی که به وضوح می دانستند نهایت رفتار آمریکا و غرب با ایران و ایرانی، تهاجمی ددمنشانه، بی رحمانه، ظالمانه، وحشیانه و بی هیچ ملاحظه ای است، با این حال؛ پول های رانتی و هنگفتی به جیب دزدان بی شرم بیت المال ریختند تا پناهگاهی برای بهترین و شریف ترین مردمان ما وجود نداشته باشد و فرماندهان عزیز و قائد عظیم الشأن امت مان، تا کودکان میناب مان، تا ورزش کاران لامردمان و تا همه کودکان و نوجوانان و جوانان و زنان و مردان مان به تیر کین جرثومه خبیثی مثل ترامپ و حیوان دو پایی مانند نتانیاهو، چنین بر ما بتازند و بی محابا جان های شریف این ملت بزرگ را به مخاطره بیاندازند، بی شرمانه از ما ترور کنند و بی شرمانه تر آن که ما را به تروریزم، متهم سازند. بازهم این غیرت و شرف ایرانی و ایثار و فداکاری پاسداران و ارتشیان و بسیجیان بود که چنان ایستادند که همه ی هیمنه پوشالی استکبار را به لجن کشیدند. سئوال این جاست که چرا ما نمی توانیم و نخواسته ایم درآمدهای نفتی و معدنی خود را صرف ساخت و سازهای استحکامی و پدافند غیرعامل، نماییم، چرا ما نخواسته ایم و یا نتوانسته ایم مثل موشک های فوق مدرن مان، هواپیماهای جنگی مافوق صوت داشته باشیم تا بتوانیم شیخ نشین کوچکی مثل امارات، یا کویت و مثل این ها را در فواصلی چنین کوتاه، ادب کنیم، تا از حریم هوایی مان محافظتی آهنین داشته باشیم و تا در این فاز نیز همانند موشک های مان، لرزه بر اندام دشمنان کینه توز و حیوان صفت مان، بیاندازیم؟! توجیهات مقرون به صرفه نبودن و نداشتن تکنولوژی های مدرن و از این دست بهانه ها، جز فرافکنی، حرف و عملی منطقی در قبال این همه کم کاری نیست.

اگر این بهانه ها، بهانه نبودند و محمل عقلانی داشتند، چرا حسرت سوخو ۳۵ روسی و چنگدو جی ۱۰ و نسل پنجم جی ۲۰ چینی را بخوریم که چرا نداریم تا بلکه بتوانیم با تعرض و تجاوز اف ۳۵ های آمریکایی، بایستیم و با آن ها مقابله کنیم؟! بالاخره باید اراده ای برای پاسخ گویی محترمانه و عاقلانه به هیبت و صلابت و شرافت و عظمت و انسجام و هوشمندی این مردم نجیب و صبور و ایثارگر وجود داشته باشد!

نویسنده: حشمت اله سلطانی _ پژوهشگر، منتقد، تحلیل گر مسائل سیاسی، مترجم و روزنامه نگار