حمایت هوشمند از مردم و جوانان؛ سرمایهای که اگر دیده نشود، فرسوده میشود

این یادداشت از جنس تقابل نیست؛ از جنس یادآوری مسئولانه است. لحن آن ملایم است، اما مطالبهگر؛ چون آینده، جای تعارف ندارد.
مردم فقط «تحمل» نمیخواهند؛ معنا و امنیت نیز لازمه حیات جامعه است.
مردم ما در سالهای اخیر فشار ناشی از تحریم های ناعادلانه اقتصادی که از سوی استکبار جهانی به ما تحمیل شده، توأم با نااطمینانی و خستگی روانی را همزمان تجربه کردهاند.
حمایتهای اقتصادی دولت، از جمله کالابرگ و تأمین کالاهای اساسی، اقداماتی قابل توجه و ضروری بوده است که از سوی دولت در راستای بهبود وضعیت اقتصادی خانوارهای ایرانی در نظر گرفته شده است؛ اما با نگاهی واقعبینانه باید اذعان کرد که اینگونه اقدامات هرچند خیر خواهانه، شرط لازماند، نه شرط کافی.
سه عنصر احساس امنیت واقعی، احترام به کرامت و جایگاه اجتماعی و امید قابل لمس به آینده، لازمه بقا و حیات یک جامعه تلقی می شود که بدون آن ها حتی بهترین بستههای حمایتی هم اثر عمیق و پایدار نخواهند داشت.
با توجه به پیشرفت های علمی، فناوری و قرار گرفتن در عصر ارتباطات، جوان امروز که در خط مقدم امید قرار دارد، آگاهتر از گذشته است. مقایسه میکند، تحلیل میکند و اگر پاسخی قانعکننده نگیرد، امکان تغییر مسیرش وجود دارد و طبیعتاً اولین قربانیان غفلت خواهند بود.
برای جلوگیری از این معضل، امید آفرینی و ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان و نوجوانان امری اجتناب ناپذیر است و این امر یک موضوع تزئینی یا شعاری نیست؛ بلکه به عنوان ستون فقرات امنیت اجتماعی و سرمایه ملی تلقی می شود که باید با اراده مسئولانه تری آن را مورد ارزیابی و توجه قرار داد.
طبق سند چشمانداز برنامه هفتم، رفاه نسبی، کرامت شغلی و ثبات اقتصادی باید به صورت متوازن دنبال شود. اگر جوان احساس کند آیندهاش مبهم بماند، این آسیب در کوتاه مدت به تهدید و در بلند مدت به بحران تبدیل خواهد شد.
بدیهی است که اگر ذرهای ضعف در عملکرد مسئولین و دولتمردان ایجاد شود، دشمنان برای جذب جوانان توانمند ما لحظهای درنگ نخواهند کرد. از این رو، حمایت از مردم وفادار امری ضروری است و قانون باید برای همه یکسان باشد؛ اما در سیاست گذاری، «شناخت» و «قدردانی» جایگاه مهمی دارد.
در نظریههای سرمایه اجتماعی، دیدهشدن و بهرسمیتشناختهشدن، نقشی کلیدی در اعتماد عمومی دارد. در جوامعی که مردم احساس قدردانی نکنند، دچار فرسودگی اخلاقی میشوند؛ فرسودگیای که بهمرور، مشارکت و همراهی را کاهش میدهد.
ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که برای دستیابی به حمایت پایدار در جامعه و خروج از نگاه های مقطعی، می توان از یک مدل چهار لایه استفاده کرد که عبارتند از:
۱. لایه اقتصادی: ایجاد اشتغال پایدار، مهار تورم، ثبات معیشتی که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری و مسئولین بوده است.
۲. لایه روانی: به معنی کاهش اضطراب اجتماعی و ایجاد حس پیشبینیپذیری تلقی می شود.
۳. لایه اجتماعی: با رعایت احترام متقابل، گفتگو و شنیدن مشکلات مردم شکل می گیرد.
۴. لایه معنایی: با مشارکت دادن مردم و احساس نقش داشتن در آینده کشور امکان پذیر می گردد.
این چهار لایه، مکمل یکدیگرند؛ حذف هرکدام، کل سازه را تضعیف میکند.
با در نظر گرفتن اینکه هدف از ارائه این مقاله به فعل درآوردن روحیه مسئولیتپذیری در مسئولین است. با انتقال این پیام روشن می توان امیدوار بود که هنوز فرصت هست. هنوز سرمایه اجتماعی زنده است. اما این سرمایه، نامحدود نیست. در این راستا تصمیمات شفاف، اقدام پایدار، گفتوگوی صادقانه و شجاعت در اصلاح خطاها، اقداماتی راهبردی جهت محقق نمودن حمایت هوشمندانه از مردم و جوانان محسوب می شود.
هرکه را خدا به هم پیوند داده، هیچکس جدا نمیکند؛ به شرط آنکه «دست در دست هم» بمانیم و واقعیتهای جامعه را ببینیم، نه آنچه دوست داریم ببینیم.
جمعبندی:
اگر امروز، اشتغال پایدار و مهار تورم را جدی بگیریم، اگر کرامت جوانان را حفظ کنیم و مردم را صرفاً مخاطب سیاستها ندانیم؛ بلکه شریک آینده بدانیم، فردا هزینههای کمتری خواهیم پرداخت. این یک درخواست شخصی نیست؛ یک مطالبه ملی است.
نویسنده: شایا اکبری

















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰