«وطن فروشی»، خیانتی که قابل بخشش نیست

پایگاه خبری، تحلیلی طنین وقایع _ «وطن فروشی» خباثتی است که نه تنها ایرانیان؛ بلکه هیچ انسان با شرف و آزاده ای این عمل خائنانه را نمی پسندد و حتی با نثار جان خود، به شدت با آن مقابله می کند.

وطن، سرزمین مادری، محل تولد، رشد و بالندگی و مکانی امن برای رسیدن به کمال مطلوب انسانی است که هدف غایی و نهایی آفریدگار از خلقت جهان هستی است.

وطن دوستی یعنی ایمان، یعنی به خود بالیدن و یکی بودن، تنها دارایی منحصربفرد یک انسان که با هیچ چیز قابل قیاس نیست. اما به این سوال باید توجه کرد که چرا عده ای وطن فروش هستند؟!

ملت ولایتمدار و شهید پرور ایران اسلامی، همواره انزجار شدید خود را از این پدیده شوم و غیر انسانی به ویژه در جریان جنگ ۱۲ روزه تا جنگ آمریکایی _ صهیونیستی علیه سرزمین و مردم ایران ابراز داشته و خواستار مقابله با این پلیدی شده اند.

در تهاجم اخیر آمریکایی _ صهیونیستی به ایران، کشور تنها با عوامل خارجی در نبرد نیست؛ بلکه عوامل داخلی و وطن فروشان نیز خیانتی آشکار از خود نشان می دهند و در شماری از وقایع، خیانت خود را اثبات کرده اند.

وطن نقطه اشتراک همه ی اقوام ایرانی است و باید به بهترین شکل ممکن سرزمینمان را دوست بداریم.

خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم به صراحت بیان فرموده که دفاع از وطن و زادگاه واجب است و هر کس که در این راه کشته شود به او مقام شهید می دهد.

از این آیات می توان نتیجه گرفت که وطن فروشی فقط خیانت به افراد جامعه نیست؛ بلکه مقابله با کلام وحی و در حکم محاربه است که نوع برخورد و رسیدگی با آن توسط قانونگذار مشخص و معین گردیده است.

از دیدگاه های مختلفی می توان وطن فروشی را بررسی و تبیین کرد.

– دیدگاه فرهنگی- تربیتی:

زمانی فرد، وطن را هستی و مادر خود می داند که این درک در وجود او پذیرفته شده باشد و زیر بنای این درک، احساس و باوری است که در طول حیاتش به آن رسیده باشد و طبق این احساس، درکش به فعلیت برسد و در وجودش نهادینه گردد؛ در این وضعیت، گرانبها ترین ویژگی وجودیشان وطن است؛ امادر غیر این صورت، این حس و برداشت را به وطن ندارد.

دید گاه مادی و اقتصادی:

در باورهای خیلی از انسانها، منفعت، مادی اندیشی و داد و ستد برای هرچیزی یک اصل محوری و پیشران است که تمام فعالیت های دیگر را در بر گرفته و هدایت می کند.

این قبیل افراد، همه چیز از جمله وطن را مادی و قابل معامله می دانند. به این صورت که خود را مرکز و محور خیر و شر تلقی می کنند و امورات دیگر را فرعی و قابل جایگزین. از این رو هیچ استثنایی برای وطن نیز قائل نیستند و آن را قابل فروش می دانند.

دیدگاه پناهگاهی:

بعضی افرادی که لغزش هایی در پرونده اعمال خود دارند برای درامان بودن همواره به دنبال پناهگاه و نقطه ای امن هستند و برای دستیابی به این شرایط، دست به هر اقدامی می زنند تا درامان بمانند. دشمنان نیز برای پیشبرد اهداف خود به دنبال شناسایی و فشار بر این افراد هستند در نتیجه برای دفع و رفع فشار و در امان بودن حاضر به هرکاری حتی وطن فروشی می باشند.

دیدگاه هیجانی و عقده ی حقارت:

تمام رفتار انسان ها برآمده از عقل و اندیشه نیست، ناخودآگاه، عوامل اجتماعی، فیزیکی و هیجانات هم رفتار ساز هستند.

چه بسا افرادی که برای مطرح شدن با رفتارهای هیجانی، دست به کارهای بسیار خطرناک می زنند تا برتری خود را بر دیگران ثابت کنند و با اقنای عقده حقارت درونی خود به جایگاهی که دیگران با زحمت به دست آورده اند از مسیری میانبر و غیر منطقی برسند و یکی از این کارها می تواند وطن فروشی باشد.

وطن فروشی مثل هر پدیده ی منفی دیگر می تواند آثار و تبعات مخرب و خطرناکی داشته باشد.

این پدیده شوم علاوه بر تحمیل هزینه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، هویت جمعی و اعتماد عمومی را به شدت تحت شعاع قرار داده و با به خطر انداختن امنیت جامعه، آسیب های سیاسی جبران ناپذیری به وجود می آورد که ترور شخصیت های سیاسی و مهم کشور و به ورطه سقوط کشاندن نظام حاکمیتی یکی از ابعاد آن است.

سیاستگذاران و مسئولین برای مهار و حذف این پدیده ی شوم، باید به این راهکارها توجه جدی و راهبردی داشته باشند:

– فرهنگ سازی و نهادینه نمودن ارزش وطن.

– توجه به اقتصاد افراد آسیب پذیر و در معرض سو استفاده های سیاسی- امنیتی.

– آموزش مهارت های تفکر و خطاهای شناختی برای افراد، خصوصاً در سنین پایین.

ـ ایجاد ساختار جاسوس یابی و رصد و مبارزه با جاسوسی با استفاده از روش های علمی و بهره گیری از تکنولوژی های نوین.

– بسیج همگانی مردم و استفاده از طرفیت های عمومی در این خصوص.

نویسنده: دکتر سیاوش بهرامی _ استاد دانشگاه