آمریکا دست از سر ایران بر نمی دارد، ایران هم هرگز تسلیم نخواهد شد

حال؛ ممکن است بسیاری از کشورها، روندهای سیاسی، مداخلات نظامی، پروپاگاندای آمریکایی و به طور کلی، هژمونی این ابرقدرت را قلباً نپذیرند، اما به واسطه زور مداری و قلدری یانکی ها؛ چه با نام دموکرات و چه با عنوان جمهوری خواه و دسترسی آن ها به فناوری های نوین و تسلیحات مدرن و صنایع چند منظوره هایتک، خواسته و ناخواسته سر تسلیم فرود آورند و در مقابل مطامع سیری ناپذیر هیات حاکمه آمریکا، کوتاه بیایند.
ایران؛ به عنوان یگانه کشوری که در قانون اساسی اش؛ علناً خود را ملزم به حمایت بی چون و چرا از ستم دیدگان عالم، می داند و عملاً و طی چند دهه، از جنبش های فلسطینی ضد استعماری و ضد اسرائیلی، حمایت های مستقیم و غیر مستقیم داشته و دارد، صرف نظر از چگونگی سیاست های داخلی و اتخاذ روش های گاه متناقض به خاطر وجود اپوزیسیون داخلی و یا معترضانی که خواهان اصلاح چنین روند و رویه ای هستند و نیز اندیشه ها و خط مشی های انقلابی محض و مطلق که به هر طریق و به هر قیمت، خواهان مقابله اساسی و ریشه ای با امپریالیسم غرب به سرکردگی آمریکا هستند، این تحرکات و خواسته ها به هیچ وجه مورد پذیرش غرب قرار نگرفته و پیوسته منجر به معضلات خاصی در دیپلماسی خارجی و تنش های ادامه داری در داخل شده است. هرچند نمی شود هیچ یک از گرایش های سیاسی موجود در کشور را نادیده انگاشت، زیرا از آغاز انقلاب تاکنون، هریک از آن ها ولو با شیفتینگ ظاهری و دست زدن به رفرمیسم تشکیلاتی، سعی در جلب و جذب نیروهای سازمانی و سیاسی برای خود داشته و در ایجاد وضعیت موجود، بلا استثناء دخیل و سهیم بوده اند، اما شرایط کنونی؛ حداقل عقلا، علما و تصمیم گیران و دست اندرکاران امور سیاسی و اجرایی را باید مجاب کند که روش های برخورد با آمریکای مهاجم که پرستیژ ابرقدرتی اش توسط یک نظام سیاسی انقلابی و مستقل زیر سوال رفته و خدشه دار شده است؛ این گونه نیست.
بنابراین به نظر می رسد مسئولان و نخبگان و عقلایی که ذکرشان رفت؛ بایستی تا دیر نشده دست به تغییرات عمده ای بزنند و این تغییرات اجباری، خاص شرایط کنونی مملکت است و پیش از پرداختن به این تغییرات، لازم است دلایل آن به صورت موردی، بیان شود:
یک: هسته و باطن آمریکا، همان ترامپ است و ترامپ، نه مجنون است، نه احمق و نه به اصطلاح ندانم کار، بلکه این تاجر کار کشته؛ در واقع نماینده بی قید و شرط یک سیستم نئوکانی مقاوم و یک شبکه سیاسی صهیونیستی است که لابی آن، جهانی و نقشه های طراحی شده آن، نه در غرب آسیا، که فرامنطقه ای و جهانی است.
دو: به اعتبار بند نخست؛ حل مسأله غرب آسیا برای این سیستم و شبکه به خاطر استیلای بی قید و شرط بر کانال های ترانزیت و حمل و نقل تجاری دریایی به ویژه سوخت و انرژی، بسیار مهم و حیاتی است؛ چنان که برای ایران و کشورهای حوزه ی خلیج فارس مهم و ضروری است.
سه: موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ایران و نیز وضعیت مرزهای آبی – خاکی آن، هنوز در صدر موقعیت های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک به شمار می رود؛ زیرا موضوع سوخت و حمل و نقل تجارت جهانی از آبراهه ای همچون خلیج فارس و تنگه ای مثل هرمز، درصد بالایی از این تجارت را برعهده دارد و حتی از باب المندب هم مهم تر است؛ هرچند باب المندب نیز می تواند در این گیر و دار و منازعه جهانی، نقش مکمل را بازی کند.
چهار: واقعیات میدانی و پیرامونی کشور ما این است که ما با داشتن ۱۵ همسایه در اطراف خود، که تعداد قابل توجهی نیز، دارای مرزهای آبی هستند؛ مثل عربستان که از طریق عقبه هرمز و خلیج فارس با خاک ما مرتبط است، یا امارات، کویت، قطر و بحرین، همچنین آذربایجان، ارمنستان، روسیه و قزاقستان، دارای روابط میان مرزی بغرنجی با این کشورها هستیم، چنان که در بحث تعیین حدود بستر و زیر بستر حوزه ی کاسپین در شمال، در دهه ۹۰ با معضلاتی مواجه شدیم که نتوانستیم بر آن ها فائق آییم و لاجرم تحدید حدود مرزهای شمالی را در این حوزه پذیرفتیم، همان طور که در بحث کریدور زنگزور و نخجوان که شریان های اقتصادی ما را با اوراسیا و اروپا قطع می کند، همچنان لاینحل و مسکوت مانده است.
پنج: واقعیت دیگر آن است که از نظر تمدنی و فرهنگی؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، تکه هایی از ما در کشورهایی مانند عراق ( بین النهرین – میان رودان )، تاجیکستان، افغانستان- از قندوز تا فراه و هرات، ارمنستان، آذربایجان و… مانده است که مانند دولبه یک شمشیر با ما عمل می کنند و میزان قدرت و تسلط واقعی سیاسی و فرهنگی و اقتدار اقتصادی است که می تواند لبه تیز این شمشیر را به سمت متجاوزان و مهاجمان به مملکت ما برگرداند.
شش: نقش دوگانه و گاه چندگانه، اگر نگوییم خیانت گونه ترکیه، هاکان فیدان و رجب طیب اردوغان در تحولات سوریه و فشار بر حزب الله لبنان؛ به خاطر اندیشه های اخوانی و نیز نوعثمانی گرایی این کشور در زنده کردن مسیر آتاترک و توسعه سرزمینی، سیاسی و فرهنگی ترکیه در منطقه غرب آسیا و دخالت در حوادث لیبی، سودان و آفریقا و شراکت مزورانه ترکیه با عربستان و امارات عربی متحده در تقابل با انصارالله، بر زعما و عقلای قوم پوشیده نیست و لذا لحاظ ترکیه ای که از طرفی بهترین مراودات و رایزنی ها و معاملات سیاسی – تجاری را با رژیم اشغال گر قدس و امارات دارد و از طرف دیگر، در تریبون های رسمی علیه نتانیاهو و کابینه اش، شمشیر از رو بسته است، بسیار مهم و عضویت ترک ها در ناتو و استقرار مدرن ترین جنگنده های ناتو در اینجرلیک، می تواند زنگ هشداری برای روند سیاست گزاری های داخلی باشد.
همه ی این ملاحظات به اضافه بسیاری دیگر از مسائلی که پیرامون ما یا از قبل شکل گرفته و یا مثلاً در قزاقستان در حال شکل گیری است، می تواند برای ما سیگنال هایی باشد که می بایستی قطعاً آن ها را در نظر بگیریم.
هفت :
اسرائیل و آمریکا طی تجاوزات غیر قانونی و قلدرمآبانه خود؛ تاکنون علاوه بر رهبر و قائد عظیم الشان انقلاب و اعضای خانواده ایشان؛ بسیاری از فرماندهان نظامی، رجال سیاسی، دانشمندان هسته ای و کودکان و نوجوانان و نظامیان و بسیجیان و پاسداران و زن و مرد کوچه و بازار و دکترها و پرستارها و بیماران ما را در بیمارستان ها و مراکز درمانی و حتی استادان و دانشجویان ما را در مراکز علمی و دانشگاهی ناجوانمردانه ترور کرده و با طی بمباران های وحشیانه خود، به شهادت رسانده اند. مضافاً بر این که خسارات قابل توجهی به شناورهای دریایی، جزایر و اسکله های نفتی، زیرساخت های غیرنظامی و اقتصادی، پل های مهم ارتباطی و… وارد کرده اند، تا جایی که این حجم از قساوت، وحشی گری، تخریب و انهدام تاسیسات نظامی و غیر نظامی، در تاریخ جنگ های منطقه ای و غیر آن، سابقه نداشته است.
همان گونه که در ابتدای بحث به آن اشاره کردم، مساله تجاوز و تهاجم آمریکا به ایران ما طی چند مرحله به همراهی رژیم منفور و منحوس صهیونیستی که هنوز هم ادامه دارد، به این سادگی حل و فصل نمی شود، مگر با دقت و اهتمام و اعتقاد و اراده ویژه به لزوم تغییرات مهم و اساسی:
یک: قبول شرایط ویژه جنگی و طرح ریزی ساختاری در تمام مباحث سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی.
دو: قطعاً قبول چنین شرایطی، منوط به تدوین، ترسیم و اجرای یک برنامه جامع، ویژه شرایط فوق بحرانی است که هیچ شخصی، اعم از رییس جمهور، معاون اول رییس جمهور، وزرا، سیاسیون، نمایندگان مجلس، فرماندهان نظامی، نخبگان اقتصادی و امثالهم حق هرگونه اظهار نظر که منجر به التهاب آفرینی، تنش زایی و بروز دوگانگی در اداره امور جنگ بشود را نداشته، در غیر این صورت، بدون در نظر گرفتن جایگاه و یا پایگاه سیاسی فرد یا افراد مورد نظر، در اسرع وقت، محاکمه و طبق قوانین شرایط جنگی، با آن ها برخورد شود.
سه: یک شورای سیاسی – نظامی – اقتصادی و فرهنگی، زیر نظر شخص رهبری انقلاب، اداره امور کشور را بر عهده گرفته و هیچ سخن، تبلیغ، اطلاع رسانی رسانه ای یا تصمیمی خارج از تصمیمات و محدوده این شورا، اتخاذ، اعمال یا اعلام نگردد. با خاطیان از این موارد، به شدت برخورد شود.
چهار: بی هیچ ملاحظه یا محافظه کاری؛ با تخلفات اقتصادی در هر سطحی و توسط هر شخصی با هر جایگاهی، مقابله اساسی به عمل آید و به اطلاع عموم رسانده شود.
پنج: در چنین شرایطی به طور حتم باید هرگونه فعالیت تولیدی، اقتصادی و صنعتی در هر سطحی و به هر شکلی، مستقیماً تحت نظر و اراده شورای مذکور، عملی شود و با هر گونه فعالیت مشابه خارج از این محدوده، سریعاً، صریحاً و قاطعانه برخورد شود. بنابراین؛ نوع و حجم و اندازه تولید، صادرات و واردات و… نیز می بایستی در چنین محدوده ای، عملیاتی شوند.
شش: هرگونه عملیات مالی و بانکی نیز تحت شرایط بندهای پیش از این، قابل اجرا خواهد بود.
هفت: در این شرایط و باتوجه به رفتارها، توییت ها، پادکست ها و سخنان اغراق گونه، دروغ پردازی ها و لفاظی های شخص جنایت کاری مانند ترامپ، جای هیچ نوع و سطحی از مذاکره ندارد، زیرا چنین شخصی به عنوان نماینده لابی صهیونیسم جهانی، شخصاً اراده ای برای مذاکره و پایان این جنگ را ندارد و لذا تا تفوق کامل رسانه ای، تبلیغات منطقه ای و جهانی و پذیرش عملی و کامل شروط اعلام شده ایران که در نظرات رهبری آن، بارها اعلام شده؛ نبایستی هیچ کس و به هر عنوان، سخنی از مذاکره به میان آورد. مذاکره می بایستی پیش از جنگ تحمیلی رمضان، به نتیجه می رسید که بنابه هر دلیل چنین نشد و خسارات هنگفت جانی و مالی به ما وارد نمی شد.
هشت: کاملاً مشهود است که عملکرد رسانه ای و تبلیغی ما بسیار ضعیف تر از طرف مقابل است. اخبار متواتر و تکراری و خسته کننده، اخبار گاه متناقض و مأیوس کننده، غلط ها و اشتباه های عجیب و غریب در تهیه و تنظیم و انتشار اخبار، تأخیر در ارسال و انتشار اخبار، عدم پاسخ گویی قاطع و به موقع به سخنان و توییت های دشمنان و… باید ما را مجاب به تقویت فزاینده و بیش از پیش اخبار و اطلاع رسانی کند.
نویسنده: حشمت اله سلطانی _ تحلیل گر مسائل سیاسی و روزنامهنگار













ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰