آمریکا ذاتاً پیمان شکن است/تحویل یا رقیق سازی اورانیوم؛ ضامن صلح نیست

در یکنگاه اجمالی به جنگ های آمریکا در دوران معاصر، این قضیه به اثبات رسیده هر کجا که آمریکا از نظر سیاسی و یا با قدرت نظامی شکست خورده، عمروعاص گونه بحث پایان جنگ یا آتش بس را به میان کشیده و پس از فریب طرف مقابل با شدیدترین رفتارها و خطرناک ترین جنگ افزارها به سرکوب دشمن خود پرداخته است.
نگاهی به تاریخ روابط و تعاملات امپریالیسم غرب و به ویژه آمریکا با کشورها و ملت هایی که نخواسته اند تحت ستم و استعمار آنان باشند و در برابر یانکی ها مقاومت کرده اند، جز خیانت و جنایت و جز تحقیر و تخریب و انهدام و نابودی، چیز دیگری نبوده است.
بررسی تجاوز وحشیانه آمریکا به ویتنام و ایستادگی ویت کونگ ها در برابر هژمونی ایالات متحده، نشان می دهد که آمریکا پس از قتل عام وحشیانه و انجام جنایات متعدد، از آن ها شکست خورد و بر این اساس شگرد همیشگی اش را به کار گرفت و با مبارزان ویت کونگ از در مصالحه بر آمد و درست زمانی که دو کشور ظاهراً به مصالحه رسیده و تقریباً جنگ به پایان رسیده بود، آمریکا ویتنام را بمباران اتمی کرد.
البته این روش “مذاکره و غافل گیری” برای جهانیان؛ به ویژه ملت قهرمان و هوشمند ایران، روشی نخ نما شده؛ اما موضوعی که نگران کننده به نظر می رسد، تحویل اورانیوم غنی شده ایران به آمریکا یا رقیق سازی آن برای دست یابی به صلح به اصطلاح پایدار است که معلوم نیست اگر چنین توافق یا اقدامی صورت پذیرد، ما به خواسته های مشروع خود خواهیم رسید، یا این که خود را در مقابل دشمن پلشت و جنایت پیشه که هیچ بویی از شرافت و انسانیت نبرده است، خلع سلاح کرده ایم. در این جا، این سئوال پیش می آید که آیا پس از این اقدام، باید منتظر صلح پایدار باشیم یا در انتظار وحشیانه ترین جنایت آمریکایی- صهیونی و رسیدن به عصر حجر؟!
تاریخ خیانت ها، جنایت ها و خودفروشی ها و وطن فروشی های پادشاهان قاجار و ۵۰ سال حکومت ننگین خاندان پهلوی؛ مشحون از فراز و نشیب ها، درد و رنج ها، تحریم ها و تهدیدها و جدا کردن بخش های مهمی از کشور پهناورمان به دست ایادی غرب متعاقب انعقاد پیمان ها، قراردادها و پروتکل های سراسر خیانت آمیز است.
کدام ایرانی وطن پرست است که از داغ و درد پیمان های ننگین گلستان و ترکمانچای، دل شکسته و داغ دار نباشد؟!
جداسازی بحرین و همچنین واگذاری بخشهای دیگری از کشور در نقاط مختلف ایران، برای همیشه در تاریخ، به عنوان لکه ننگی بر کارنامه پهلویها و قجرها باقی می ماند؛ اما این روند پس از پیروزی انقلاب اسلامی معکوس شد و نه تنها دشمنان موفق به اشغال حتی یک وجب از خاک ایران نشدهاند، بلکه امروز جبهه مقاومت به نمادی برای نشر اندیشهها و آرمانهای جمهوری اسلامی در سراسر منطقه تبدیل شده است.
نباید فراموش کرد که صهیونیست ها همانند اسلاف یهودی خود همواره عهد شکن و خیانت پیشه بوده اند.
در مفاهیم قرآن کریم، بخصوص در سوره مبارکه”بنی اسرائیل” خدای تبارک و تعالی بد عهدی و پیمان شکنی مکرر قوم بنی اسرائیل با پیامبر اسلام(ص) را بیان می فرماید، آیات شریفه قرآن و تجربیاتی که در طول تاریخ گواه بر پیمان شکنی این قوم لجوج و جنایت کار است، تلنگری بر هر ذهن هوشیار و بیداری است که با آنان وارد مذاکره یا مصالحه می شوند؛ امروز نیز نقض مکرر آتش بس در جنوب لبنان، غره و فلسطین و دو بار حمله نظامی به ایران، آن هم در حین مذاکره با آمریکا، دلیل بارزی بر این ادعا است که آمریکاییها و صهیونیست ها اصلاً قابل اعتماد نیستند و نمی توان با طناب پوسیده آنان داخل چاه رفت.
از طرفی دیگر با توجه به این که اکثر گردانندگان کاخ سفید را لابی قدرت مند صهیونی تشکیل می دهد که با برخورداری از ثروت و قدرت، زمام امور در آمریکا و حتی انگلیس و اتحادیه اروپا را نیز در اختیار دارند، عاملی بسیار خطرناک در برقراری آتش بس و ویروسی ویران گر در روند مذاکرات محسوب می شود.
ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که ما “یاد داشت تفاهم اسلام آباد” را با گروهی فاسد، متکبر، نژادپرست به امضا می رسانیم که همچون اسلاف خود در زمان پیامبر اسلام(ص) در بد عهدی و پیمان شکنی شهره آفاق هستند؛ در خردادماه ۱۴۰۴ زمانی که وزیر امور خارجه کشورمان روند مذاکره با طرف آمریکایی را مثبت و دیدگاه های دو طرف مذاکره را نزدیک به هم ارزیابی می کرد، رژیم منحوس صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا، جنگ ۱۲ روزه با کشور ما را آغاز کرد و در روزهای آغازین این جنگ تحمیلی، فرماندهان ارشد و جمع کثیری از مردم مظلوم کشورمان را به شهادت رسانید؛ همچنین در دور دوم مذاکرات پس از آتش بس آمریکایی_صهیونیستی که روند مذاکرات مجدداً از سوی مقامات دیپلماتیک کشورمان مثبت ارزیابی می شد، صهیونیست ها و آمریکاییها با عهد شکنی خود مذاکرات را برهم زدند و با به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب، خانواده مظلوم ایشان و چند تن از فرماندهان ارشد نظام، داغ سنگینی بر دل ملت ایران و امت مسلمان و حق طلبان جهان گذاشتند. البته جواب این جنایت سبعانه آمریکایی ها و صهیونیستها را رزمندگان اسلام در میدان و ملت شهیدپرور ایران در خیابانها به خوبی دادند؛ اما حلقه سوم این نهضت را “دیپلماسی” تکمیل و به منصه ظهور می گذارد. در واقع دیپلماسی را می توان عصاره میدان و خیابان تلقی کرد و هر گونه تساهل و تسامح در این زمینه قابل جبران نخواهد بود.
از این رو، می طلبد که رئیس جمهور و مسئولان دستگاه دیپلماسی کشورمان با دقت نظر بالا و با تأسی از فرامین و رهنمودهای رهبر شهید(قدس سره) و تثبیت شروط ده گانه رهبر جدید انقلاب اسلامی، همچنین خروج کامل نیروهای صهیونیستی از جنوب لبنان و اجرای آتش بس کامل در تمام جبهههای مقاومت، تفاهمنامه اسلام آباد را امضا و پس از راستی آزمایی های موثق وارد گفت وگو با طرف آمریکایی شوند.
ترامپ خوب قدرت را می فهمد، او قدرت ایمان در رزمندگان، مردم خیابان و یاری خدا را درمورد ایران دید و به خوبی آن را درک کرد.
او فهمید ادامه ی جنگ با ایران، آمریکا و جهان را به ویرانی می کشاند؛ تا زمانیکه ملت ایران پایبند اصول انقلاب، آرمانهای شهدا و امامین انقلاب و حامی جبهه مقاومت باشد، ترامپ و ترامپیسم بین الملل توانایی مقابله با ایران را ندارند.
✍ بهمن سلطانیان _ مدیر مسئول پایگاه خبری، تحلیلی طنین وقایع
















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰