ترامپ را رها کنید، ممدجعفر و یوسف را بگیرید! 

پایگاه خبری تحلیلی طنین و قایع _ من نمی دانم چرا بعضی از این تازه به دوران رسیده ها را به بازی راه داده اند؟! تیم ما دارد خوب بازی می کند، اما همیشه یکی دو تا بازیکن سفارشی، اوضاع را به هم می ریزد. در این شرایط نه کاری از دست مربی بر می آید، نه کاپیتان تیم و نه حتی بازی کنان پخته و سابقه دار. 

آقا ما اگر می خواستیم غنی سازی نکنیم، باید از همان روز اول وارد این وادی نمی شدیم، اگر می خواستیم دنبال دانش هسته ای نرویم، خوب، از همان اوایل نبایستی می رفتیم، اگر می بایستی دنبال موشک نرویم، از همان روز اول نمی بایست می رفتیم. اگر می خواستیم در ساختار و ساختمان دانش و تکنولوژی و صنعت را تخته کنیم، خوب از همان روز انقلاب نمی کردیم، پس چرا انقلاب کردیم، برای این که ملت را از دست مفسده و سلطه آمریکا در بیاریم و دوباره به آمریکا تحویل بدیم، یوسف جان، ممد جعفر عزیز، مگه ما مثل شما، پت و مت هستیم؟!

شما به تاریخ این انقلاب و فراز و نشیب های آن، نگاه کنید. از اصلاح طلب و اصول گرا؛ از چپ و راست، از سبز و آبی و بنفش، از هر رنگ و نما و نشانه ای که روی کار آمدند، آمریکا و انگلیس، دست از سر ما بر نداشتند، زمانی هم که شوروی بر سرزمین روسیه حکومت می کرد؛ یعنی در جهان دوقطبی، شوروی و آمریکا و شرق و غرب، صدام را به جان ما انداختند و اروپا هم به کمک اش شتافت و خلاصه ما با حداقل بیست کشور، مستقیم و غیر مستقیم جنگیدیم، حالا کاری نداریم به این که مرحوم هاشمی خیلی چیزها را به دشمنان ما بخشید، از جمله خسارت هنگفت جنگ هشت ساله، با آل سعود روی هم ریخت و برای ملت ایران، صلح غیر تضمینی خرید که بعدها مشخص شد که تاریخ مصرف صدام گذشته و ربطی به کسی نداشته. متعاقب این صلح تحمیلی؛ اشرافی گری و دزدی و چپاول توی مملکت چنان گسترده شد تا به امروز که هنوز تبعات آن، وجود دارد.

آقا یوسف و ممد جعفر یا نمی دانند، یا خودشان را به نادانی می زنند که به خیال خام خود مثلاً می خواهند مملکت را از دست تند رو ها در آورند و همه چیز را اصلاح کنند. خیلی ها از اول خواستند اصلاح کنند، اما زدند چشم اش را در آوردند. حالا این دوتا بزرگوار بیایند برای مردم توضیح دهند، البته منطبق بر میزان و ترازو و ابزار دقیق سنجش، که خداوکیلی چند درصد از این تورم و گرانی های اخیر، به خاطر همین تحریم های به اصطلاح ثانویه است و چند درصدش به خاطر فعالیت کاسبان تحریم و تهدید و جنگ؟! در ثانی؛ حضرات مخ سیاست بفرمایند به خاطر همین بحث هسته ای و موشکی، جمعاً و کلاً ما متحمل چه خسارات سنگین و کمرشکنی شده ایم؟! داداش های من، اگر نمی دانید، بدانید که ما فقط برای دسترسی و تثبیت همین انرژی هسته ای، بالغ بر ۱۷ هزار شهید از دانشمندان و نخبگان خودمان را تقدیم کرده ایم.

اصلاً آقا شما که ممد جعفری و دکتری، بفرما که همین غنی سازی و کار با سانتریفیوژ و لیزر و این ها، چقدر برای رادیو داروها و بیماران خاص ما مهم هستند؟! البته این یکی از هزار فایده غنی سازی است. شما که در غنی سازی عاجز باشی و دست هایت بسته باشد، فکر می کنی شرق و غرب به ما مواد هسته ای مورد نیاز ما را می دهند؟! اصلاً می گذارند ما انرژی هسته ای را هجی کنیم؟! ممد جعفر می فرماید که اگر ایشان به جای کله گنده های مملکت بود و می دانست رهبر انقلاب به خاطر اصل غنی سازی، شهید می شوند، غنی سازی را تحویل می داد، آن یکی هم بند کرده به موشک و می فرماید اگر لازم باشد، باید موشک راهم تحویل بدهیم، خدا رحم کرده، بقالی غضنفر را این دو اداره نکرده اند، وگرنه حالا از خود غضنفر هم، خبری نبود، چون به گنده لات های محل، تحویلش می دادند. یوسف جان! بچه عزیزم، ممد جعفر، تو که بزرگ تری و سن و سالی ازت گذشته، وقتی که می خواهید حرف بزنید، یه خورده کلمات را مزه مزه کنید، تحت تأثیر این بیاوبرو قصر امپراتوری قرار نگیرید، این ها همه یک روز تمام می شوند، خوب و بد اتفاق شوم شهادت قائدمان و این که اگر چه می کردیم، چه می شد و چه نمی کردیم، این طور نمی شد، همه جای خودش محفوظ، اما انصافاً شهادت رهبر معظم انقلاب، انقلاب عظیم دیگری، نه تنها در ایران، بلکه در جهان اسلام و حتی در ممالک غیر مسلمان، برپا نکرد؟ همین خیزش و بعثت مردم، از مخالف و موافق و خنثی، همه را منسجم و متحد نکرد؟ همین ها نبودند که بساط کودتاچیان را برچیدند؟! عزیزان من، کم به خودتان گل بزنید. آمریکا، همین ترامپ است و ترامپ هم، همه آمریکا، یک انسان فاسد و فاسق و فاجر و متکبر و متوهم. یک آدم کاملاً بی شعور و درنده خو، یک خوک کثیف که در قالب غلط مثالی، به شکل انسان، برانگیخته شده تا به دنیا بفهماند که ایران درست می گوید و دارد از حق و حقیقت دفاع می کند، اما شما و امثال شما نمی گذارید! آمریکا صراحتاً می گوید نظام اسلامی ایران را قبول ندارد، یک رژیم سیاسی را به نام «جمهوری اسلامی ایران» نمی پذیرد، چیزی به اسم دین اسلام و مخصوصاً تشیع علوی را قبول ندارند و چون به قول خودشان، هژمونی هستند و ابر قلدر، باید رژیم را عوض کنند، ولی اگر ماهم مثل ونزوئلا همه چیزمان را به عنوان باج به شارلاتانیزم سیاسی آمریکا (دو دستی به آن ها تقدیم کنیم) بدهیم، می گذارند تحت نظارت آن ها زندگی کنیم!
یوسف و ممد جعفر فکر کرده اند که اگر ما اتم و هسته ای و موشک مان را بدهیم، برود پی کارش، کار تمام می شود، همه چیز به خیر و خوبی و خوشی تمام می شود، مملکت گل و بلبل می شود و آمریکا و غرب، دست از سرمان بر می دارند! زهی خیال باطل! تازه همه این ها راهم که بدهیم، یعنی کل ناموس و شرافت مان را داده ایم (نفرمایید مساله را ناموسی نکنید که کسی نتواند حرفی بزند!) داداش، خبر نداری، مسأله چند دهه ست که ناموسی شده، منتهی هرچقدر به ناموس مان، چپ نگاه می کنند، انگار نه انگار که چیزی شده.

بنده هم با جنگ و درگیری و دعوا و کشتار و تخریب، شدیداً مخالفم و طرفدار صلح و صلاح و مذاکره و مفاهمه هستم، اما چقدر مذاکره و مفاهمه، بعدش بمباران و کشتار، دوباره مذاکره و دوباره بمباران؟! خوب، مگر ما کوتاه نیامدیم، مگر باهم تفاهم نامه امضاء نکردیم، پس چطور شد که این طور شد؟! برای همین است که حاضرم به خاطر حفظ اقتدار ملت و انقلاب و نظام، بمیرم، ولی پوزه این شرورهای بی اصل و نسب را که چشم طمع به اصالت و تمدن پنج هزار ساله ام دارند، به خاک مذلت بنشانم.

نویسنده: حشمت اله سلطانی – منتقد، پژوهشگر، تحلیل‌گر مسائل سیاسی، روزنامه نگار